تبلیغات

By Business Card Designsخالد on Twitpic به وبلاگ خالد عزیزی خوش امدید - آثار فارسی غزالی
 

آثار فارسی غزالی

نوشته شده توسط :khaled khaled
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390-10:43 ق.ظ

 

 

صفحه نخست : آثار فارسی غزالی

 

 

 

 

حجة الاسلام ابوحامد امام محمد غزالی (رح) تعداد کتابهای خود را در نامه ای که به سلطان سنجر دو سال پیش از مرگ خود نوشت، افزون بر هفتاد اثر بیان کرده است. وی عمدتاً کتابهای خود را به تازی (عربی) نوشت و تنها پنج اثر نفیس و زیبا از وی به زبان پارسی- دری بجا مانده، که از لحاظ لطافت و سلاست نثر و از لحاظ سبک بیان نغز، ساده و روان از جمله پرارزشترین آثار فارسی به شمار میروند. برعلاوه این پنج اثر (کیمیای سعادت، نصیحة الملوک، زاد آخرت، پندنامه و نصیحت نامه مشهور به ای فرزند)، مجموعه ای از مکاتب فارسی امام غزالی است که توسط یکی از شاگردان ویا اولادگان وی تحت عنوان «فضائل الانام من رسائل حجة الاسلام» جمع آوری و نوشته شده است.

حال به بیان و شرح هریک ازین کتب گرانبها و پرارزش می پردازیم:

 

1. کیمیای سعادت

2. زاد آخرت

3. نصیحة الملوک

4. پندنامه

5. نصیحت نامه

6. فضائل الانام من رسائل حجة الاسلام

 

1. کیمیای سعادت

از جمله کتابهای پارسی امام غزالی کیمیای سعادت از ارزش بیشتری برخوردار است. این کتاب لطیف و زیبا از جمله گرانبها ترین آثار قرن پنجم هجری به شمار میرود که از لحاظ فصاحت کلام، سلاست انشاء و خالی بودن از تکلف و تصنع کمتر نظیر خود را در زبان پارسی دارد.

کیمیای سعادت چکیده ای است از کتاب بزرگ احیاء علوم الدین در تازی. در مورد احیاء علوم الدین ستایشهای زیادی صورت گرفته چنانکه بعضی گفته اند: «اگر علوم اسلامی نابود شود، همه را می توان از کتاب احیاء برون کشید.» که این گفته در مورد کیمیای سعادت نیز میتواند صدق کند و دانشوران کیمیای سعادت را «دایرة المعارف اسلامی و عرفانی» خوانده اند.

مقدمه کتاب در چهار عنوان است: خود شناسی، خدا شناسی، دنیا شناسی و آخرت شناسی. متن کیمیا مانند احیاء به چهار رکن تقسیم شده: عبادات، معاملات، مهلکات و منجیات. و هریک ازین چهار رکن به ده اصل تقسیم گردیده. در بیان این چهار رکن امام غزالی می فرماید:

«و اما ارکان این معاملت مسلمانی چهار است: دو به ظاهر تعلق دارد و دو به باطن. آن دو که به ظاهر تعلق دارد:

رکن اول گزاردن فرمان حق است، که آن را عبادات گویند.

رکن دوم نگاه داشتن ادب است اندر حرکات و سکنات و معیشت، که آنرا معاملات گویند.

و اما آن دو که به باطن تعلق دارد:

یکی پاک کردن دل است از اخلاق ناپسندیده؛ چون خشم و بخل و حسد و کبر و عُجب و ریا، که این اخلاق را مهلکات گویند و عَقَباتِ راه دین گویند.

و دیگر رکن آراستن دل است به اخلاق پسندیده، چون صبر و شکر و محبت و رضا و رجا و توکل، که آنرا مُنجیات گویند.»

امام غزالی بنابر گفته خودش در دیباچه کیمیای سعادت، این کتاب را برای کسانیکه به تازی فهم نداشتند تصنیف کرد. و چنین گفته: « وما اندرین کتاب، جملهء این چهار عنوان و چهل اصل شرح کنیم از بهر پارسی گویان؛ و قلم نگاه داریم از عباراتِ بلند و منغلق و معانی باریک و دشوار تا فهم توان کرد. و اگر کسی را رغبت به تحقیقی و تدقیقی باشد ورایِ این، باید که آن از کتاب تازی طلب کند چون کتاب احیاء علوم الدین و کتاب جواهرالقرآن و تصانیف دیگر، که در این معنی به تازی کرده آمده است؛ که مقصودِ این کتاب عوامِ خلق اند که این معنی به پارسی التماس کردند و سخن از حدِ فهمِ ایشان در نتوان گذاشت.»

کیمیای سعادت چندین بار توسط مرحومان احمد آرام و حسین خدِیوجَم با زحمات و کار جداگانه در تهران به چاپ رسیده است. مرحوم حسین خدیوجم، که ترجمهء پارسی احیاء علوم الدین را نیز تألیف و به چاپ رسانده، با زحمات بسیار و صدق بی انتها متن کامل کیمیای سعادت را در سال 1361 در دو جلد به چاپ رساند و تا حال بیش از ده بار به نشر رسیده است. کیمیای سعادت چندین بار به زبانهای انگلیسی، عربی، ترکی، ایتالوی، هندی و اردو، بنگالی و مالی (زبان کشورهای مالیزیا و سنگاپور) ترجمه گردیده است.

 

نقل بَرخطِ کیمیای سعادت در تارگاه غزالی موجود است:

کیمیای سعادت – جلد اول

کیمیای سعادت – جلد دوم

 

2. زاد آخرت

زاد آخرت کتاب مختصری است که امام غزالی آنرا برای کسانی نوشته که توانایی درک و فهم کیمیای سعادت را نداشتند. بخش عظیم این کتاب ترجه پارسی کتاب «بدایة الهدایه» امام غزالی است. با آن هم، این کتاب از اهمیت خاصی برخوردار است چه به گمان اغلب یکی از آخرین کتابهائیست که حجة الاسلام در پایان عمر خود نوشته است.

در آغاز این کتاب چنین آمده:

«پس زاد و بدرقهء آخرت علم و عمل است، یعنی ایمان و تقوی. پس این مختصر کتاب تصنیف کردیم و ویرا زاد آخرت نام نهادیم، بسبب گروهی از اهلِ دین که درخواستند برای قومی از عوام که ایشان را قوت آن نبود که بکتاب "کیمیای سعادت" رسند. لیکن آنقدر که در "بدایت هدایه" گفته ایم به تازی ایشانرا کفایت بود تا پارسی کتاب "بدایه" شناسند  و زاد تقوی بدان بدانند، و نخواستیم که این کتاب از فایده نو خالی بود؛ اعتقادی که ایمان بدان درست شود درین کتاب بیاوریم، تا جامع بود میان علم و عمل که ایمان و تقویست، و تمامی زاد آخرت بدان حاصل شود. امید داریم که هرکه این کتاب را برخواند نویسنده را از خدای تعالی آمرزش خواهد، انه ولیّ الا جابة لدعاء المسلمین.»

یگانه نسخه خطی مکمل این اثر در کتابخانه ریاست مطبوعات کابل موجود است و نسخه ناقصی نیز در دانشگاه لیدن کشور هالند است.

 

3. نصیحة الملوک

در میان آثار فارسی امام غزالی، پس از کیمیای سعادت، نصیحة الملوک بزرگترین و مهمترین کتاب اوست. نصیحة الملوک کتابیست که به شکل پند و اندرز برای سلاطین، وزرا و امرا نوشته شده است. این کتاب تا حال دوبار به کوشش و تصحیح مرحوم جلال همایی به نشر رسیده است. بار نخست در سالهای 17-1315 و بار دوم در سال 1351 به چاپ رسید. متن نصیحة الملوک در حدود 287 صفحه است که از دو بخش تشکیل شده؛ بخش اول آن 79 صفحه بوده که کمتر از یک سوم کل متن است.

آقای همایی در مقدمه خود از بخش اول به عنوان مقدمه کتاب یاد کرده است ولی نصرالله پورجوادی در کتاب خود تحت عنوان «دو مجدد» می نویسد (ص 414): «ولی حقیقت این است که چیزی که بخش اول خوانده شده مقدمه نصیحة الملوک نیست بلکه اصل نصیحة الملوک است، چه آنچه بخش دوم نصیحة الملوک خوانده شده است اثر غزالی نیست، بلکه نوشته شخص دیگری است.» وی می افزاید «در مورد اصالت بخش اول می توان مطمئن بود، در مورد بخش دوم، به عکس، می توان با اطمینان گفت که از غزالی نیست.»

از جمله دلایلی که بخش دوم از آنِ غزالی نیست اینست که نویسنده دراین بخش اشعار فارسی فراوانی نقل کرده است در حالیکه غزالی معمولاً در آثار خود این کار را نمی کند. ذکر مطالب مربوط به پادشاهان قدیم ایران زمین مانند گشتاسب و شاپور و اردشیر، و ستایش از قوم ایرانی و پادشاهان قدیم آریانا با روحیه غزالی به کلی مغایرت دارد. عبدالحسین زرین کوب در کتاب «فرار از مدرسه» به دلیل تفاوتی که در سبک و نوع مطالب این بخش با سایر آثار غزالی دیده میشود ثابت کرده است که بخش دوم نصیحة الملوک که شامل ابواب هفتگانه است از غزالی نیست. بعضی از محققان غربی نیز چون پاتریشا کرون انتساب بخش دوم این کتاب را به امام غزالی مردود شمرده اند. پاتریشا کرون در کتاب منتشره سال 1987 خود این نکته را واضح میسازد که چندین نسخه خطی عربی، همان گونه که نسخه های قدیم متن فارسی فقط بخش اول را دارند، تنها شامل بخش اول هستند.

کتاب نصیحة الملوک چندین قرن پیش به زبان عربی تحت عنوان «التبر المسبوک فی نصیحة الملوک» ترجمه شده است. مترجم این کتاب در هیچ یک از نسخه های خطی نام خود را ذکر نکرده.

در مورد اینکه نصیحة الملوک به کدام پادشاه نوشته شده نیز اختلاف نظر است. در ترجمه عربی نصیحة الملوک این پادشاه سلطان محمد بن ملکشاه معرفی شده ولی در منابع پارسی از جمله فضائل الانام اسم سلطان سنجر بن ملکشاه آمده است. در دیباچهء بعضی از نسخه های خطی نصیحة الملوک آمده است که روزی سلطان سنجر نزد حجة الاسلام رفت و « تا شب در صحبت او بود و وقت را به طاعت و عبادت گذرانیدند. به وقت بازگشتن درخواست که مارا نصیحتی بکن تا برآن رفته آید. شیخ فرمود که چون رکاب میمون به سرای رسد در عقب فرستاده خواهد شد. آنگاه این کتاب را ساخت و فرستاد، و پیوسته این کتاب را سلطان سنجر ملازم خود کردی و از خود دور نداشتی».

 

4. پندنامه

پندنامه رساله ای است که امام غزالی آنرا به درخواست یکی از پادشاهان به شکل نصایح نوشت و بدو فرستاد. درباره هویت این پادشاه، همانطوریکه مخاطب اصلی نصیحة الملوک آشکار نیست، چیزی گفته نشده است.

پندنامه چنین آغاز می یابد:

«دو کلمه یی که یکی از ملوک جهان به حضرت خواجه انام و حجة الاسلام محمد غزالی نوشته و از او طلب نصیحت کرده این است:

"ای یگانه عصر و ای فرید دهر، و ای قطب سالک و ای حیّ مسالک، و ای نجم زاهر و ای شمع ظاهر، و ای خواجهء انام و حجة الاسلام، اگرچه در باب نصیحت این بنده کتاب احیاء علوم و جواهر القرآن و کیمیای سعادت و غیرها سخن را به اقصای مراتب نصیحت رسانیده اید، اما مخلص را التماس آن است که چند اوراق در باب از کیمیا و احیا به اسهل عبارت انتخاب نموده روانه نما تا مخلص هر بامداد از مطالعه آن مشرف شوم، شاید که از برکت انفاس سامی ایشان باطن مخلص متأثر گردد تا فی الجمله روی ارادت از دنیای دنیهء غدّار به سرای جاوید دارالقرار آرد. والسلام"

و چون این نامه به حضرت حجة الاسلام رسید فی الحال حسب الالتماس پادشاه این چند اوراق را نوشته بدو فرستاد و کتابتی علیحده به او نوشته و در میان اوراق درج کرد و رسول را فرمود که پیش از مطالعه اوراق، پادشاه این مکتوب را بخواند...»

دکتر پورجوادی در کتاب «دو مجدد» خود پندنامه را نیز گنجانیده است.

 

5. نصیحت نامه

نصیحت نامه ویا ای فرزند همان رسالهء پارسی کوچکیست که در همان اوایل به عربی تحت عنوان « ایها الولد» ترجمه شده بود و سپس به همان نام (یعنی ایها الولد) مشهور گشته است.

نسخه فارسی آن از مجموعه های کتابخانه ایا صوفیه یا ایا سوفیای ترکیه بدست آمده و چندین بار تحت عناوین مختلف به چاپ رسیده است. یک بار به اهتمام سید برهان الدین با عنوان «خلاصة التصانیف فی التصوف» در حیدرآباد هند، بار دیگر توسط آقای سعید نفیسی با عنوان «نصیحت نامهء غزالی طوسی» در مجلهء تعلیم و تربیت (سال 22)، و بار دیگر به شکل ضمیمه در ختم کتاب فضائل الانام یا «مکاتیب فارسی غزالی» به کوشش عباس اقبال (تهران 1333) به نشر رسیده است. عبدالرحمن بدوی این کتاب را با عنوان ایهاالولد به شماره 46 و به عنوان خلاصة التصانیف فی التصوف به شماره 150 در کتاب «مؤلفات الغزالی» به درج رسانیده است.

ترجمه این اثر به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی از روی نسخه ویا ترجمهء عربی آن صورت گرفته است.

نصیحت نامه را امام غزالی به جواب یکی از شاگردان خود که از او طلب چند کلام و سخنی در باب نفع علم و اندوخته های خود کرده بود نوشته است. غزالی نصایح خود را در 24 موارد با بیان آیات قرآن شریف، احادیث، حکایات و اشعار پارسی و تازی به او می نویسد.

 

6. فضائل الانام من رسائل حجة الاسلام

بر علاوه آن پنج اثر پارسی که از حجة الاسلام امام غزالی بجا مانده، مجموعه یی از مکاتبات، مراسله ها و فتواهای امام غزالی است که بعد از وفاتش جمع آوری گردیده است. نام و نشان و عصر و زمان مؤلف این مجموعه بدست نیامده اما چون او خود را با حجة الاسلام غزالی «بحبل قرابت و صلت رحم» متمسک می داند، بعید نیست که از جمله شاگردان و اولادگان وی بوده باشد. برعلاوه، طرز انشاء و سبک کلام مقدمهء این مجموعه میرساند که چندان دیر زمانی از عهد غزالی نمی گذرد.

این مجموعه در پنج باب نوشته شده:

باب اول در نامه هایی که به ملوک و سلاطین نوشته

باب دوم در نامه هایی که بوزیران نوشته است

باب سوم در نامه هایی که به امرا و ارکان دولت نوشته

باب چهارم در نامه هایی که به فقها و ائمه دین نوشته

باب پنجم در فصول و مواعظ بهر وقت نوشته

 

از جملهء مهمترین نامه هایی که درین مجموعه درج است، همان نامه هایی است که:

- امام غزالی برای دفاع از خود و رد کردن تهمت اینکه گویا «در امام ابوحنیفه (رح) طعن کرده است» به سلطان سنجر نوشته،

- پاسخ امام غزالی به سؤالات معترضین درباره کتابهای مشکوة الانوار و کیمیای سعادت،

- نطق و بیانیه ای که امام غزالی در حضور سلطان سنجر ایراد فرمود، وقتی که سلطان اورا به لشکرگاه نزد خود خواند. و بعد از شنیدن آن سلطان آنقدر فریفتهء وی گردید که گفت «...ما را چنان می بایست که جملهء علمای عراق و خراسان حاضر بودندی تا سخن تو بشنیدندی و اعتقاد تو بدانستندی. اکنون التماس آنست که این فصل که رفت بخط خویش بنویسی تا برما می خوانند و ما نسخهء آن باطراف بفرستیم که خبر آمدن تو در جهان معروف و مشهور شد تا مردمان اعتقاد ما در حق علما بدانند.»

- و جواب امام غزالی به نامه نظام الدین بن اسحاق، وقتی که او را بعد از وفات شمس الاسلام کیاهراسی طبری بتدریس به نظامیه بغداد خواند.

تقریباً تمام این مکتوبات به پارسی بوده و تنها یکی آن به زبان تازیست.

این کتاب تحت عنوان «مکاتیب فارسی غزالی» به اهتمام عباس اقبال در سال 1333 به چاب رسید.

 

کتاب فوق (که در ضمیمهء آن کتاب نصیحت نامه نیز است) در تارگاه غزالی به شکل برخط موجود است:

 اینجا اشاره کنید

 

کتاب دیگری که بعضی به امام محمد غزالی نسبت داده اند، «تحفة الملوک» است ولی جمع بیشتری از محققین به این عقیده هستند که از آنِ غزالی نیست. دکتر پورجوادی در کتاب «دو مجدد» می نویسد (ص 327): «اما در مورد انتساب این اثر به ابوحامد نه فقط باید تردید کرد بلکه حتی باید گفت که این انتساب مردود است و نویسنده تحفة الملوک شخصی است غیر از ابوحامد غزالی».

تحفة الملوک کتابیست شامل بعضی نصایح، حکایات و احکام اسلامی. گمان به این میرود که شیح فریدالدین عطار این کتاب را مأخد قرار داده و داستان شیخ صنعان را در مثنوی منطق الطیر ذکر نموده است. مرحوم بدیع الزمان فروزانفر اولین کسی است که محتوای تحفة الملوک را به بررسی گرفته و در مورد انتساب آن به امام غزالی تردید نموده است. موصوف در کتاب «شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشاپوری» این موضوع را بیان نمود است. محققان معاصر نیز مانند بوئیژ و عبدالرحمن بَدَوی در فهرستهای خود ازین اثر یادی نکرده اند.

برعلاوه اینکه نام غزالی در مقدمه کتاب مذکور نیست و تنها اسم غزالی در صفحه عنوان قبل از متن کتاب نوشته شده است و این میتواند ناشی از گمان کاتب باشد، دلیل دیگری که تردید را به دل راه می دهد اینست که مؤلف تحفة الملوک احکام صید و دیگر مسائل اسلامی (چون طهارت و تیمم و غسل و زکات و حج) را مطابق مذهب امام ابوحنیفه (رح) بیان داشته، در حالیکه امام غزالی فقیهی بود شافعی. همچنان ضعف جنبه های صوفیانهء تحفة الملوک نیز دلیل دیگریست برای مردود دانستن انتساب این اثر به ابو حامد غزالی (رح).

 

 

مؤاخذ و منابع:

- «کیمیای سعادت» به اهتمام حسین خدیوجم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، تهران 1368

- «دو مجدد، پژوهشهایی درباره محمد غزالی و فخر رازی»، نصرالله پورجوادی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران 1381 - (pdf)

_ «مؤلفات الغزالی»، عبدالرحمان بدوی، وکالة المطبوعات، کویت 1977 - (pdf)

- «مکاتیب فارسی غزالی» به اهتمام عباس اقبال، کتابفروشی سینا، تهران 1333 - (pdf)

- «غزالی، آثار فارسی او» نوشته نصرالله پورجوادی، دایرة المعارف ایرانیکا، نشرِ برخط

- « Essai de chronologie des œuvres de al-Ghazali », Maurice BOUYGES, Edité par Michel ALLARD, L’Institute de lettres orientales de Beyrouth, 1959.  (pdf)





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

Get Facebook Buttons