تبلیغات

By Business Card Designsخالد on Twitpic به وبلاگ خالد عزیزی خوش امدید - ادامه زندگی نامه احمد شاه عسعود....
 

ادامه زندگی نامه احمد شاه عسعود....

نوشته شده توسط :khaled khaled
پنجشنبه 9 تیر 1390-10:23 ق.ظ


پاكستان كه دیگر امیدش را از دست داده بود ، شیوه ها و تاكتیك دخالت خود را تغییر داد ه و با پشتیبانی‌بعضی كشور های عربی طالبان را ساخت . طالبان كه توسط ارتش پاكستان با سلاح مدرن مسلح گردیده بودند، با ترور یستهای بین المللی درولایات جنوب افغانستان لانه گزیدند. آنها افغانستان را جای ‌مناسبی برای‌فعالیت های شان پیدا كرده بودند. مسعود در برابر این موج ایستاد و به مقاومت پرداخت.
به باور بن لادن: « تا وقتی‌كه مسعود زنده است ما پیروز نخواهیم شد .»

خانه ء پدری مسعود در كارته پروان توسط كمونست ها ضبط و تبدیل به یك مكتب ابتدایی‌گردید بود. مسعود در زمان حکومت مجاهدین در کابل آنرا همچنان در خدمت آموزش و پرورش گذاشت .[11]

در سال 1372( 1993) اساس بنیاد فرهنگی‌ و تعاونی امام محمد غزالی [12]‌را به کمک مالی خود گذاشت . بنیاد از تمام شاعران ، نویسنده گان ، دانشمندان ، نقاشان و هنر مندان دعوت كرد تابدون در نظر داشت مسایل عقیدتی ‌و سیاسی شامل این انجمن شوند .
سازمان زنان بنیاد زمینه های آموزش و کاررا به ویژه به زنان بیوه در بخش های هنری و کار های دستی مساعد گردانیده بود.
در بخش مشوره در امور خانواده بنیاد مشاورینی داشت كه همه روزه در خدمت مردم بودند.
بخش امداد بنیاد در نواحی مختلف کابل به کمک مدد جویان میشتافت که دو مدد کار این بخش هنگام اجرای وظیفه شان در اثر پرتاب راكت حزب اسلامی ، به شهادت رسیدند .
داكتران این بنیاد هفته دو بار مریضان را به طور مجانی‌معا ینه میكردند. دواخانه بنیاد غزالی ادویه مورد ضرورت مردم را به نازل ترین قیمت در شهر عرضه میکرد.
بعد از به آتش كشیدن مطبعه دولتی‌توسط افراد حكمتیار ، روزنامه ها، جراید و مجلات در مطبعه این بنیاد فرهنگی‌به صورت رایگان به چاپ میرسید. که در میان آنها روزنامه ها و جرایدی که صدای مخالف داشتند، نیز به چاپ میرسید. این خود سر آغازی بود برای قبول نظریات دیگران و آزادی مطبوعات.
هیات رهبری بنیاد فرهنگی و تعاونی غزالی‌ عبارت بودند: ازگل احمد یما، داكتر مهدی‌، حیدری ‌وجودی‌، عزیز الله ایما ،محمد رحیم رفعت، شیر محمد خارا وانجنیر سید یعقوب نوید .
بنیاد از مشوره های سود مند ادیب شناخته شده افغان استاد واصف باختری بهره مند بود .
بنیاد نمایشگاه های بزرگ نقاشی را در نقاط مختلف كابل دایر نمود . بنیاد از هنرو هنر مندان قدر دانی میکرد . بخش توزیع جوایزهنری و ادبی بنیاد به تعدادی از نقاشان و شاعران جوایزی اهدا کرد که استاد زبردست، عزیزالله احمدی در بخش نقاشی و اسحاق ننگیال شاعر معروف پشتودر بخش شعر برنده گان بهترین جوایز بنیاد بودند.
برای هیات داوران بنیاد فقط کیفیت و محتوای آثاردر برنده شدن آن نقش داشت و بس.
تأسیس و تمویل بنیاد یکی از درخشان ترین کار های مسعود در عرصهء فرهنگ بود . او میخواست کار فرهنگی جدا از کشمکش های سیاسی و ایدیولوژیک زمینهء آگاهی و تفاهم را به وجود آورد .

مخالفین دولت در شورایی به نام شورای هماهنگی که توسط کشور های ایران، ازبکستان و پاکستان حمایت میگردید، جمع شده بودند. به تاریخ 11/10/1372 (1/1/1993) این شورا دست به یك كودتا علیه دولت جدید افغانستان زد. مسعود که در آن زمان وزیر دفاع افغانستان بود، توانست این هجوم را به شکست مواجه كند .
حكمتیارکه خواهان تشکیل كانفدراسیون پاكستان افغانستان بود، برای این هدف با همه توانایی خود میجنگید .
حكومت پاكستان برای‌حكمتیار دستور داده بود تا شهر كابل را تحت حملات راكتی قرار بدهد . این جانب گیری و دخالت پاكستان به شلیك كردن روزانه 3000 راكت به شهر كابل انجامید كه باعث كشته و زخمی شدن هزاران باشنده كابل و خرابی‌ شهر گردید .
تلاش های مسالمت آمیز مسعود برای رسیدن به یک تفاهم ملی، جایی را نگرفت. کشور های آتش افروز به بهانه های قومی، زبانی و مذهبی به داغ ترشدن این کوره پرداختند.
دشمنان مسعود برای رسیدن به هدف، نه تنهابه حملهء نظامی، ‌بلكه به دهشت افگنی و ایجاد ترس میان مردم كابل نیز میپرداختند . حكمتیار كه نماینده اش به حیث صدر اعظم در شهر كابل موجود بود ، تمام راه های‌اكمالاتی‌را به روی باشنده گان كابل بند كرد . مواد غذایی‌به شهر نمی‌رسید . هدف از این عمل بیزارساختن مردم از دولت مجاهد ین بود .

گلبدین با این روش موفق به ایجاد فاصله میان مردم و دولت گردید. پرتاب هزاران راكت در شهرخواب، راحت و زنده گی مردم را گرفته بود.مردم توقع داشتند كه مسعود بتواند كنترول كلی ‌را به دست داشته باشد .

مسعودبرای اینكه مردم غیر نظامی‌ هدف راكت های‌كور قرار نگیرند، تلاشش به ثمر نرسید. پاكستان میدانست که توان شکست دادن مسعود را از راه نظامی ندارد. راهی را گزید تا او را به عقب نشینی ‌وادارد.
آخرین بهانهء حکمتیار که کنار رفتن مسعود از پست وزارت دفاع بود ، نیز جلو راکت پرانی حکمتیار را نگرفت.

مسعود در برابر حملات تجاوز گرانهء پاکستان ایستادوکوشش های پاكستان برای از بین بردن نیرو های‌ مسعود شکست خورد.
پاكستان با خریدن و فریب دادن رهبران و گماشته گانی از احزاب و تنظیم ها، توانست كه مقاومت را بد نام و از طرفداری مسعود در بین مردم بكاهد .
در سال 1373(1994) یك كنفرانس در سه قسمت ترتیب شد . اولین جلسه آن با عضویت 15 ولایت صورت گرفت . در جلسه دوم آن 25 ولایت عضویت داشتند كه از تاریخ 29/4/1373 تا 3/5/ 1373(20/7/1994 تا 25/7/1994 ) ادامه یافت . در اخیر این كنفرانس شورای‌عالی‌اسلامی تشکیل شد .
درین كنفرانس ، شخصیت های سیاسی، فرهنگیان ، والیان ، قومندانان ، بزرگان و مجاهدین شامل بودند . مقصد ازین مجلس انتخاب رهبر دولت آینده ‌كشور بود .
مانند دیگر مردم افغانستان مسعود نیز این جلسه را قدمی به سوی‌دمكراسی‌و انتخابات آزاد میدید. او طرفدار كاندید داكتر یوسف اولین صدراعظم انتخاب شدهء زمان ظاهر شاه بود .
قرار بود ریس جمهور درین کنفرانس شرکت نداشته باشد تا اجلاس بتواند در رابطه با تعیین رهبر آینده به نتیجه برسد. کنفرانس با شرکت رییس جمهور بدون دستآورد پایان یافت.
درین زمان طالبان چند ولایت را با جنگ و دادن پول به دست آوردند که بیشتر آن قبلاً نیز تحت حمایهء حکمتیار و پاکستان بود.
مسعود فیصله شورای رهبری دولت را مبنی بر حضور حکمتیار به حیث صدراعظم در کابل با نا گزیری تمام پذیرفت. در داخل دولت هم افرادی بودند که با حکمتیار همنظری داشتند و او را به كابل استقبال کردند . بالآخره او پست صدارتی را كه در اول برایش داده بودند، اشغال نمود. او صدراعظم دولتی شد كه چند سال برای‌ویرانی آن جنگ كرده بود .
دراوایل سال 1375(1996) مسعود به میدان شهر كه تا چندی پیش پایگاه حکمتیار بود، به تنهایی رفت تا با رهبران طالبان دیدن كند. [14]درآن زمان مسعود با ملا ربانی ‌دیدارداشت و در بارهء خاتمهء جنگ باوی صحبت كرد. از طالبان خواست تا نماینده گان خود را به كابل بفرستند وراه حل اختلافات را پیدا كنند . به همین سبب چهل نفر از جانب دولت انتخاب گردید و باید چهل نفر دیگر از طرف طالبان معرفی‌میشد ، تا آنها با هم بنشینند و حل اختلاف نمایند . اما این چهل نفر از طرف طالبان هیچ وقت معرفی ‌نشد . با و جود ‌چندین بار درخواست معرفی این چهل نفر از طرف دولت، طالبان هر روز حملات خود را بالای ‌كابل ادامه میدادند .
مسعود موفق شد كه ازین مذاكرهء رویاروی با طالبان جان سالم برد .
در 4/7/1375 ( 26/9/1997) شهر كابل تحت بمباردمان شدید طالبان و القاعده و پاكستان قرار گرفت . مسعود به نیرو تحت فرماندهیش ـ امر داد كه كابل را ترك كنند .او این كار را به خاطر حفظ جان شهریان كابل نمود . زیرا اگر نیروهای او در كابل مقاومت میكردند جنگ كوچه به كوچه در میگرفت كه باعث كشته شدن صد ها نفر میشد . او به طرف پنجشیر عقب نشینی ‌كرد .
حكمتیارنیز كه راه دیگری نداشت با تمام اعضای کابینه خود به پنجشیر رفت واز آن جا توسط هلیکوپتر مسعود به
ایران رفت و اقامه اختیار كرد و بعدها اظهار نمود که مسعود هدف ترور او را داشت. مقاومت مردم افغانستان تحت رهبری مسعود در زمانیكه دوست و دشمن فكر میكردند كه دیگرکسی توانایی مقاومت با طالبان را ندارد، دوباره آغاز شد.
زمانی‌كه همه رهبران کشوررا ترک گفتند ،مسعود در کنار مردمش ایستاد، مردم بدون در نظرداشت قومیت، مذهب و گرایشهای سیاسی زیر فرمان او گرد آمدند.مسعود تا پای جان، درد ها، تلخی هاو شکنجه هایی را که مردمش دید، او نیز تجربه کرد .

احمد ولی مسعود در تماس تلفونی كه در آن زمان بااحمد شاه مسعود داشت؛ گفت كه همه دوستان میخواهند كه شما هم برای‌ مدتی وطن را ترك كنید . مگر او در جواب چنین گفته بود :«...آیا این انصاف هست كه زمانی به كابل بودیم ، بالای‌مردم حكومت كردیم . مردم ما را قبول داشت . و ما تعهد سپردیم بخاطر دفاع از مردم ، بخاطر دفاع از استقلال ، به خاطردفاع از افغانستان . حال كه مردم در مشكل قرار دارند ، آیا آنها را ترك بگوییم ؟ آیا واقعاً این انصاف است؟ من فكر نمی كنم كه این انصاف باشد . من تا آخرین قطره خون درین كشور می ایستم . مقاومت میكنم . خدا خواسته باشد ، مطمین هم هستم و امید وار كه افغانستان روزی آزاد می شود .»

پنجسال مقاومت علیه طالبان ، تجاوز پاكستان و بن لادن یك مقاومت درخشان در تاریخ افغانستان بود.
نبوغ نظامی‌ مسعود در فرماندهی نیرو هایش و شیوه نبرد او در مقابل نیرو های متجاوز به او لقب عقاب هندو كش را داده بود.
در زمستان 1375 ( 1996) مسعود تمام قوت های‌مخالف طالبان را به دور یك محور جمع كرد . این محور را جبهه متحد ملی‌برای نجات افغانستان نام گذاشتند.
اگر چه در پاكستان و مطبوعات غرب جبههء مقاومت را اتحاد شمال یاد می‌كردند؛ اما در واقعیت این مقاومت نماینده گی از تمام افغانستان میکرد .
اعضای شناخته شدهء جبههء متحد قرار ذیل بودند :
از ساحات و ولایات مركزی افغانستان ـ فرمانده انوری ، سید حسین عالمی‌بلخی ، سید مصطفی كاظمی‌، اكبری ، محمد علی جاوید ، كریم خلیلی‌،‌ فرمانده شیر علم ، رسول سیاف.
از ولایات غرب و جنوب غرب افغانستان ـ فرمانده محمد اسماعیل خان ، داكتر ابراهیم ، فضل كریم ایماق.
از ولایات شمال ـ جنرال دوستم ، حاجی‌رحیم ، فرمانده پیرم قل ، حاجی‌محمد محقق ، قاضی‌كبیر مرز بان ، فرمانده عطا محمد ، جنرال ملك .
از ولایات مشرقی‌افغانستان ـ حاجی‌عبدالقدیر ، فرمانده حضرت علی‌، فرمانده جان داد خان ،‌عبدالله واحدی.
از ولایات شمال شرق افغانستان ـ فرمانده قطره ، فرمانده نجم الدین.
از ولایات جنوب ـ فرمانده قاری با با ، نور زایی ، هوتك .
و به این سان اتحا دی‌كه فقط از رهبران شمال شكل گرفته باشد تا بتواند اتحاد شمال نامیده شود ، هرگز وجود نداشته است . این گونه تبلیغات ادعای مقاومت افغانستان را كه از تمام مردم افغانستان نماینده گی‌میكرد ؛ زیر سوال برده و از نام نیك آن میكاست .
در تمام سال های مقاومت در برابراتحاد شوروی و بعدها در برابر طالبان و تروریزم جهانی، رفتار بشر دوستانه مسعود در مقابل اسیران جنگی، مشهور بود . اسیران جنگی در پنجشیر میتوانستند با خانواده های شان تماس بگیرند و نامه بفرستند و هم غذایی ‌را كه رزمنده گان مفاومت میخوردند برای اسیران نیز تهیه میگردید. اسیران جنگی حق گشت و گذار را در داخل پنجشیر دارا بودند .
ملا یار محمد یكی‌از رهبران طالبان بعد از آزادی اش از زندان نیرو های مقاومت گفت : « مسعود فرزند واقعی ملت افغان است . یكبار ایستاد و مبارزه كرد و اكنون باز هم در مقابل یك تجاوز گر خارجی‌ ایستاده است و می جنگد.»
1376 (1997) مسعود، رهبران جبهه متحد را به نشستی فرا خواند تا دررابطه با توظیف صدراعظم آینده افغا نستان تصمیم اتخاذ نمایند . عبدالرحیم غفورزی كاندید كرسی‌صدارت بود وبه اتفاق آراء به حیث صدراعظم غیر وابسته به تنظیم های جهادی‌ انتخاب گردید . صدراعظم جدید خط مشی‌خود را از طریق تلویزیون بلخ به مردم اعلام كرد كه مورد استقبال گرم مردم نیز قرار گرفت . بعد از كنفرانس بی نتیجهء هرات 1373 (1993) این قدم دیگری بود به سوی تشكیل‌ یك حكومت مردمی‌.
در آن هنگامیكه مسعود سربازان ملبس با لباس نظامی‌ را به سوی ‌دروازه های ‌كابل سوق داد ، هوا پیمای حامل صدراعظم جدید در بامیان سقوط كرد . با مرگ غفورزی، امید واری مسعود برای تشكیل و استحكام پایه های‌ یك حكومت، به یأس مبدل شد . پس از مدتی‌ مسعود نیرو هایش را از شمال كابل دوباره به پنجشیر عقب كشید .
مسعود بدون مو جودیت یک حکومت دلخوا ه و مورد قبول مردم باردیگر نمی خواست وارد كابل شود.
پس از عقب نشینی از کابل و سیل مهاجرت به سوی پنجشیر، شمار باشنده گان آن دره چندین برابر افزوده شد. مسعود توانست به کمک موسسات امداد، درب مکاتب را باز گشایدکه درآن میان تعدادی از مکاتب دخترانه نیز بود . با وجود اندک بودن امداد، موجودیت این مکاتب یگانه زمینه یی بود برای آموزش و پرورش دختران و پسران .

زمانی که مسعود سخن از تروریزم ، القاعده و بن لادن میراند ، در غرب کمتر کسی تصویر روشنی از آن داشت.[15] در سال 1377 اولیویی رای (Olivier Roy) و دوپانفلی (DePonfilly) در مقاله یی نوشتند:
« مسعود هرگز نفهمید كه چرا « سی آی ای» و پنتاگون تصمیم گرفته اند دشمن وی ، ‌گلبدین حكمتیار را برای حمایت علیه او انتخاب كنند. مسعود در آرزوی یك ملت واحد و یك پارچه در افغانستان و همچنان انتخابات در این كشور بوده است .»
در اثر کوشش نماینده گان پارلمان اروپا که پس از دیدار با مسعود حقایق تجاوز خارجی برای شان روشن شد . مسعود در اپریل 2001 از طرف پارلمان اروپا به پاریس دعوت شد تا توجه جهانیان را به مبارزات مردم افغانستان در برابر تجاوز گران معطوف کند. خانم نیکول فانتن رییس پارلمان اروپایی مسعود را به خاطر در نظر داشت حقوق زنان ، لقب « قطب آزادی» داد.
رای (Roy) و دوپانفلی (DePonfilly) : « احمد شاه مسعود بر عكس مردان سیاسی امروز، بالا تر از نقش خویش به هیچ وجه در فكر جا طلبی نیست . اگر این حقیقت دارد كه مسعود به رضایت خویش كسانی‌را كه به دیدنش می‌آیند می پذیرد ، ولی هیچ كاری نمیكند كه كسی به دیدنش بیاید. وی به مشكل آماده ء صحبت با مطبوعات است . مسعود اجازه میدهد از وی فلم تهیه شود ، چون كه وی‌ چیزی برای‌پنهان كردن و كتمان ندارد .»

مسعود خطاب به جهانیان می‌گفت كه مردم افغانستان را در مقابل تروریزم تنها رها نكنید ، زیرا اگر افغانستان این جنگ را در مقابل تروریزم باخت ، جهان نیز برنده نخواهد بود. چندی بعد درستی و دقت ارزیابی مسعود به همه ثابت گردید.
چنگیز پهلوان: « امروز افغانستان مدیون همین مقاومت است . جامعه بین المللی مدیون همین مقاومت است و در واقع همه منطقه ما مدیون مقاومت است. مسعود یک شخصیت تمدن ماست . ما درین تمدن به خصوص درین قرن اخیر ، چنین شخصیتی نداشته ایم ، نه در ایران و نه در جای دیگر.این شخصیت را افغانستان به ما داد. »
احمد شاه مسعود به تاریخ 18.6.1380(9.9.2001) در خواجه بهاودین ولایت تخار در اثر حملهء انتحاری دو تروریست خارجی که به نام خبرنگار با وی مصاحبه داشتند ، جان به جان آفرین سپردو به تاریخ 24.6.1380 (15.9.2001) در تپهء سریچهء پنجشیر به خاک سپرده شد. مسعود خودش این بلندی زیبا را برای آرامگاه ابدی ش برگزیده بود .
مسعود 31 سال از عمرش را در خدمت به سرزمینش و مردمش گذراند . او میدانست که درین راه روزی جانش را از دست خواهد داد.
سبستیان یونگر گفت:« اگر مسعود شاهد زوال و سرنگونی طالبان نبود ، سر انجام مبارزاتش به پیروزی نایل گردید.»

از مسعود خانمی با پنج دختر و یک پسر مانده است.
مسعود بعد از وفاتش لقب« قهرمان ملی افغانستان » را رسماً به دست آورد .

رضا دقتی:

فرزانه
copyright: www.afgha.com

ترتیب کننده خالد عزیزی




Khaled_azizi@yahoo.com



 

Khaledazizi2010@gmail.com





 

0775852151

 








درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

Get Facebook Buttons